تبليغاتX
<

كدهای جاوا وبلاگ




فقط نینی

فقط نینی

عشق رویایی

   ای دوست خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

در غریبی ناله کردم کس یادم نکرد

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت19:4توسط ماری | |

 

      

سیل اشکهایم در خلوت شب جاری میشود و سر چشمه ی آن عشق توست که اشکهایی به رنگ خون را به چشمانم هدیه میدهد

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت18:59توسط ماری | |

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت18:56توسط ماری | |

به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت18:55توسط ماری | |

به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت18:44توسط ماری | |

بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت18:43توسط ماری | |

منتظر می مانم

تا طلوع خورشید

تا شبم کوچ کند

به سحر گاهی یک روز قشنگ

تا که پاییز و زمستان بروند

تا بتابد آفتاب

تا ببارد باران

به تن سوخته خشک زمین

منتظر می مانم

منتظر می مانم

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت18:37توسط ماری | |

اگه مي‌تونستم تو دنيا يه چيزه ديگه باشم ، اشك مي‌شدم ، چون : تو چشمات متولد مي‌شدم رو گونه‌هات زندگي مي‌كردم رو لبات بميرم

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت19:15توسط ماری | |

فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت19:14توسط ماری | |

آرزو مي كنم: زندگي مال تو...مرگ مال من راحتي مال تو...گرفتاري مال من شادي مال تو....غم مال من همه مال تو ولي تو مال من

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت19:13توسط ماری | |

 

زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت19:13توسط ماری | |

زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت19:12توسط ماری | |

تقدیم به نینی

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:55توسط ماری | |

سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن. پرمعني‌ترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر.عميق‌ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحم‌ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركش‌ترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه‌ترين كلمه من است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر. بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن. با نشاط‌ترين كلمه کار است ... به آن بپرداز. پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:49توسط ماری | |

چشمـامـو نمي بنـدم دستـاتـو رهــا نمي کنـم مي خـوام بمونـي مي خـوام بــراي هميشه کنـارم بـاشي چشمامو نمي بندم ميترسم وقتي بيدار ميشم رفته باشي دستاتو رها نمي کنم ميترسم ديگه گرمي دستاتولمس نكنم همه دنياي مني .... مي خوام پيشم بموني براي هميشه

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:46توسط ماری | |

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:45توسط ماری | |

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:42توسط ماری | |

مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي......اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها ازچشمات جاري ميشه

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:40توسط ماری | |

*کيه که آخر ديوونگيه واسه چشات* *کيه جز من که ميميره واسه لحن خنده هات* *کي واست قصه ميگه شبا که خوابت نمي ره* *کيه پا به پات مياد وقتيکه بارون مي گيره* *کيه وقتي تشنته تو ابرا بلوا مي کنه* *اگه يک جرعه بخواي کوير و دريا مي کنه* *يه شب موي تو رو به صد تا مهتاب نمي ده* *پات مي سوزه ولي تن به سايه و اب نمي ده*

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:38توسط ماری | |

جلوی من قدم بر ندار،

شاید نتونم دنبالت بیام.

پشت سرم راه نرو،

شاید نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بیا و دوستم باش

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:36توسط ماری | |

جلوی من قدم بر ندار،

شاید نتونم دنبالت بیام.

پشت سرم راه نرو،

شاید نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بیا و دوستم باش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:34توسط ماری | |

کورش کبیر گفته:اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید!!!

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:15توسط ماری | |

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:13توسط ماری | |

زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاری است که عاشق شده است

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت18:1توسط ماری | |