|
* به نام آفریننده ی شقایق احساس* در روزهای آشنایی قلبها می تپند و دلها عاشقانه همدیگر را صدا میکنند و دل من عشق تو را صدا می زند.و برای همیشه برای تو می تپد.
اگر با خنده رویایی بسازم اگر با گریه دریایی بسازم اگر خنده شود در من فراموش اگر گریه شود با من هم آغوش تو را هرگز نخواهم کرد فراموش N
به نام آفریننده ی عشق و احساس من و تو دچار باید بود دچار یعنی عاشق و فکر کن چه تنهاست ماهی کوچکی که دچار آبی دریای بی کران شده است
به نام خدایی که لیلی را آفرید تا مجنون تنها نماند در خواب ناز بودم شبی دیم کسی در می زند . در را گشودم سوی او ، دیم غم است در می زند ، ای دوستان بی وفا ، از غم بیاموزید وفا ، غم با همه بی گانگی هر شب به من سر می زند.........
به نام خدایی که مجنون را به عشق لیلی آفرید شمع بود و من بودم و شب بود و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
به نام خدایی گر حکم کند همه محکومند پس از مرگم توای زیبا نگرم بیا با جمع دوستان بر مزارم بزن 1 بوسه بر خاک مزارم
من به شرافت لاله های صحرایی قسم می خورم که با تمام بدی ها و خوبی ها دوستت دارم و تا کی هستم دوستت خواهم داشت هر کجا باشی و با هر کس که باشی برای من همان امید شیرین گذشته ای همان قیا فه ی آشنا که هر شب در خواب می بینم همان افسانه ی همیشگی شعر هایم که می خواهم بدانی که از یادم نرفته ای دوستت دارممن به شرافت لاله های صحرایی قسم می خورم که با تمام بدی ها و خوبی ها دوستت دارم و تا کی هستم دوستت خواهم داشت هر کجا باشی و با هر کس که باشی برای من همان امید شیرین گذشته ای همان قیا فه ی آشنا که هر شب در خواب می بینم همان افسانه ی همیشگی شعر هایم که می خواهم بدانی که از یادم نرفته ای دوستت دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم NM*
ای دوست خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد در غریبی ناله کردم کس یادم نکرد |
About
یک عاشق که...........................
Home
|